info@farano.org
×

تماس با ما

هنر خواندن

هنر خواندن

شازده کوچولو پرسید: آدم ها می گویند نیش مار کشنده است!
مار گفت: زخم زبان خودشان که بدتر است. آدم ها همیشه نا امیدت می کنند بچه جان. تنها کاری هم که خوب بلدند همین یکیست
” آنتوان دو سنت اگزوپری”

خواندن و لذت بردن از کتاب، همواره در زمره ی جذابیت های یک زندگی فرهنگی بوده و مورد احترام و حسادت کسانی که بندرت میلی به مطالعه و هنر خواندن دارند. با مقایسه زندگی افرادی که روزانه مطالعه دارند با افرادی که مطالعه ای ندارند براحتی می توان جهان فرد را مشاهده کرد. افرادی که مطالعه ندارند در دنیای کوچکشان محبوس شده و تنها چیزی را می بینند که در محیط اطرافشان رخ می دهد. اما به محض اینکه چنین فردی کتابی به دست می گیرد، بلافاصله وارد دنیای فرد جدیدی(نویسنده کتاب) می شود و اگر کتاب نظر او را جلب کند در دنیای فرد جدید غرق می شود. در این دنیا با ناکامی های نویسنده یا یک خط مشی و جنبه از زندگی نویسنده آشنا می شود. منسیوس و سوما چی ان، دو تن از بزرگترین مورخان چین چنین بیان می کنند: “اگر افراد دو ساعت از وقت خود را در جهان متفاوتی سپری کنند و افکارشان را از دنیای دوربرشان دور کنند همیشه مورد رشک افرادی قرار می گیرند که در زندان جسم شان گیر افتاده اند.” چنین تغییری از نظر روانشناسی شبیه به یک مسافرت است. مطالعه افراد را به دنیایی از تفکر و تامل رهنمون می سازد حتی اگر این کتاب در زمینه مباحث فیزیک و ریاضی باشد. بین دیدن چنین وقایعی از نزدیک، زندگی با آنها و خواندن آنها در کتابها تفاوت وجود دارد. زیرا در آنصورت وقایع حالت یک نمایش چشمگیر را پیدا می کند و خواننده به یک تماشاچی بی ربط تبدیل می شود. بهترین نوع خوانندن آن است که ما را به فکر و کاوش فرو برد، نه صرفا خواندنی که فرد درگیر خواندن گزارش وقایع شود. من اصلا میزان وقتی را که روی روزنامه صرف می شود را خواندن تلقی نمی کنم زیرا عموم خوانندگان روزنامه ها درگیر بدست آوردن گزارش رویداد ها و وقایع هست و از تفکر خبری نیست.

هنر مطالعه

هوانگ شانکو شاعر سلسله سانگ بیان می کند که فردی که به مدت سه روز چیزی نخوانده باشد احساس می کند که کلامش هیچ طعم و مزه ای ندارد و هیچ روحی در چهره اش پیدا نیست. منظور شانکو این است که مطالعه کردن به فرد طعم و جذابیت می دهد که هدف کلی خواندن است. افراد فقط برای پر کردن ذهن خود مطالعه نمی کنند، زیرا زمانی که با این نیت سمت کتاب می روند تمام لذت مطالعه از بین می رود. چنین افرادی به خود می گویند من باید کتاب های چارلز دیگنز، صادق هدایت، کافکا و … را بخوانم. چنین فردی نه از روی لذت بلکه از روی اجبار خود را ملزم به خواندن اثار دیگران می کند و با تمام شدن هریک از کتاب ها خود را از کابوسی وحشتناک رها می بیند. برای چنین فردی مطالعه هیچ سودی ندارد جز اینکه بگوید من فلان کتاب یا مجموعه را خوانده ام. هر شخصی کتابی را با حس اجبار مطالعه کند هنر خواندن و مطالعه کردن را درک نکرده است و این نوع خواندن با ایراد سخنرانی که جنبه تجاری دارد هیچ فرقی نمی کند. خواننده ای بود که شبها سخت مطالعه می کرد و اگر در حین مطالعه به خواب فرو میرفت، سوزنی در پایش فرو می کرد. شخص دیگری بود که از خدمتکارش می خواست، شب ها در هنگام مطالعه در کنار او بایستد و هر وقت به خواب رفت او را بیدار کند. اینها نمونه ای از افرادی بودند که هنر مطالعه کردن را درک نکرده اند. این افراد عاشقان کتاب نیستند و فقط قصد تمام کردن کتاب را دارند. هنر واقعی خواندن این است، زمانی که حال و حوصله خواندن داریم کتاب مورد علاقه خود را برداریم و از خواندن هر ورق آن لذت ببریم

هنر مطالعه

طبق نظر هوانگ، تنها نوع قابل قبول مطالعه، مطالعه برای پرورش جذابیت های ظاهر و طعم و مزه ی کلام است. این جذابیت را متفاوت از جذابیت ظاهری فیزیکی دانست. افرادی وجود دارند که چهره ی زیبایی ندارند ولی جذابیت شگفت انگیزی دارند و چهره های زیبایی وجود دارد که با اولین صحبت کردن، نگاه به آنها کسل کننده می شود. زبیاترین چهره ای که من در میان مولفان غربی تا آنجا که من عکس آنها را دیده ام، چهره ی “جی کی چسترتون” است. ترکیب سبیل ، عینک، ابروهای نسبتا پرپشت و خطوط چسبیده ای که ابروها را به هم متصل می کند، فرد احساس می کند که تعداد وسیعی اندیشه درون آن پیشانی با هم در حال کشمکش هستند و آماده اند تا از آن چشمان پر نفوذ بیرون بزنند.

هنر مطالعه

اگر یک خواننده، دنیای نویسنده را درک کند، این درک در تمام زندگی شخص نمودار خواهد شد و در مراوداتش یارای او خواهد بود. نمی توان افراد را مجبور به مطالعه کرد، زیرا جریان فکری همانند یک درخت است و تا زمانی که با مواد مغذی مخصوص به خود تغذیه نشود درخت رشد نخواهد کرد. از اینرو والدین و معلمین باید از اجبار کردن فرزندان و دانش آموزان برای مطالعه پرهیز نمایید که فقط سبب کاهش میزان مطالعه و دلسردی در فرد می شود. کسی نمی تواند بگوید چه کسی نویسنده مطلوب یک شخص است، شاید خود فرد نیز مدتی زمان ببرد که به این امر پی ببرد. کدوم کتاب ها دنیای شما را عوض کردن؟ کتابای مورد علاقه تون رو با مجله فرانو به اشتراک بزارین.

دیدگاه کاربران(0)

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*