info@farano.org
×

تماس با ما

اختلالات رفتاری در کودکان

اختلالات رفتاری در کودکان

تجربه­ های نخستین زندگی، سلامتی یا بیماری روانی افراد را در بزرگسالی پی ریزی می­ کند. از این رو  پیگیری و توجه مناسب در دوران کودکی نه تنها سازگاری کنونی کودک را بهبود می­بخشد، بلکه کاهش چشمگیر اختلالات رفتاری آینده را نیز در پی دارد. مشکلات رفتای معمولا نخستین بار در سال­های آغازین زندگی  مشاهده می­ شود و بین سنین  8 تا 12 سالگی به اوج خود می­رسد. میزان شیوع آن در میان کودکان بین 5تا20 درصد تخمین زده شده است. اختلالات رفتاری جزء شایع ترین اختلالات دوران کودکی است. در این فرانومگ به ” اختلالات رفتاری در کودکان” می پردازیم.

اختلالات رفتاری در کودکان

کودکان به عنوان یکی از گروه­های سنی آسیب پذیر در معرض انواع مشکلات روان شناختی قرار دارند. آسیب پذیری در این سن تحت تاثیر فرایند فعال رشد و مقتضیات خاص مراحل آن از یک طرف و کنترل شرایط محیطی و موقعیتی کودک توسط بزرگسالان از طرف دیگر قرار دارد. مشکلات رفتاری و هیجانی که بیشترین شکل آسیب شناسی روانی کودک را تشکیل می دهد در جریان رشد و تکامل برخی از کودکان ایجاد می­ شود.کودکان در مقابل فشارهای زندگی عکس العمل های نسبتاً تند و سریع از خود بروز می دهند و  به محض اینکه فشارهای وارده از بین برود، واکنش­های آن­ها نیز تغییر می کند، ولی از آنجا که شدیداً به والدین خود وابسته اند و از نظر توانمندی ­های جسمانی و ذهنی نارس هستند، در مقابل فشارها و ناراحتی­ ها تنها کاری که می ­توانند بکنند بروز مشکلات رفتاری است. در واقع رفتار کودک، زبان گویای او است. هرچه کودک در ارتباط با دیگران و بیان احساسات و نیاز­های خود مشکلات بیشتری داشته باشد، دارای اختلال­های رفتاری و روانی بیشتری خواهد بود.اختلالات رفتاری شامل گروهی از اختلالات کودکان و نوجوانان است که به صورت صفات و عادات نامطلوب نظیر انگشت مکیدن، شب ادراری، کج خلقی ، اختلالات گوشه نشینی، بزهکاری،  فرار از مدرسه و منزل، نزاع و مشاجره و  یا به صورت صفات نوروتیک خاص مانند تیک اسپاسم­ های عادتی، خوابگردی و یا به صورت مشکلات تحصیلی  بروز می ­کند.

 برخی از پژوهشگران مشکلات رفتاری را به دو دسته بزرگ شامل: مشکلات رفتاری درونی ­سازی شده و مشکلات رفتاری برونی ­سازی شده تقسیم می کنند. مشکلات رفتاری برونی­ سازی، الگو­های رفتاری ناسازگاری هستند که مشکلات برونی برای دیگران ایجاد می­ کنند (از قبیل رفتار قانون شکنانه و پرخاشگرانه) و مشکلات رفتاری درونی ­سازی مشکلاتی هستند که معطوف به درون تلقی می ­شوند و علائم آن­ها با رفتار­های بیش از حد کنترل شده رابطه دارند (مانند: افسردگی، اضطراب، گوشه گیری و مشکلات جسمانی). در پژوهش های صورت گرفته، مفهوم دلبستگي به گونه­ هاي متفاوتي تعريف شده است اما چيزي كه در همه اين تعاريف  مشترك مي باشد اين است كه دلبستگي عنصر اساسي تحول طبيعي انسان به شمار مي ­رود. بر اساس نظريات بالبي، دلبستگي به معناي پيوند عاطفي است كه در كودكي، بين كودك و مراقب اصلي وي(والدین) شكل مي ­گيرد و بر رشد اجتماعي و احساس كودك در كل زندگي مؤثر است . بسیاری از تحقیقات نشان داده­ اند که دلبستگی ایمن با مشکلات رفتاری مانند سرقت، استفاده از مواد مخدر، بزهکاری، رفتار پرخاشگرانه، رفتار پرخطر و همچنین مشکلات رفتاری درونی­ سازی شده مانند اضطراب و افسردگی رابطه عکس دارد. در نتیجه کیفیت دلبستگی به والدین ممکن است به عنوان محافظی در برابر توسعه و رشد مشکلات درونی و برونی سازی شده عمل نماید. علاوه بر دلبستگي، چهارچوب مهم ديگري كه پيش بيني كننده روابط صميمانه در بزرگسالي است شيوه ­هاي فرزندپروري است. روان شناسان از دهه 1920  به تحقيق در زمينه شيوه­ هاي فرزندپروري متمایل شده اند. در مطالعه ­اي كه توسط بامريند در سال 1960 در این زمینه انجام گرفت، نتایج نشان داد که فرزند پروری نیز بر اختلالات رفتاری کودکان موثر است. برای مثال، والدین متخاصم و محدود کننده که رفتار­های خصومت آمیز این نوع والدین، بیشتر بر اصل تنبیه استوار است به همراه سخت گیری و محدودیت شدیدی که نسبت به فرزندانشان اعمال می کنند، موجب ایجاد احساس خصومت شدید در فرزندان می­ شود.

جانسین، راچل و جسیکا در مطالعه خود اعلام کردند که بین 5 /9تا 14/5درصد از کودکان از زمان تولد تا 5 سالگی مشکلات عاطفی و اجتماعی را تجربه می­ کنند که تاثیر منفی بر روی عملکرد رشد و آمادگی تحصیلی آنها دارد.  9 درصد از کودکانی که خدمات سلامت روانی خاصی را در امریکا دریافت می­ کنند بالای 6 سال سن دارند. این افراد میزان اختلال سلامت روانی در کودکان را به قرار زیر اعلام کرده­ اند: اختلال اضطراب: 1تا11درصد، ترس ها: 1تا11درصد، اختلال نافرمانی مقابله ای: 1تا 26درصد، اختلال گوشه گیری:  1تا 5 درصد و اختلال نارسایی توجه:  1تا7درصد. در ایران نیز میزان شیوع اختلالات رفتاری در بین کودکان  دبستانی  1 تا 31 درصد است. سیستم خانواده بر اکثر رفتار­های کودک تاثیر می­ گذارد و  واسطه­ ی این تاثیر گذاری سبک­های فرزند­پروری است. مفهوم و تعریف انواع سبک­های فرزند­پروری و  تاثیر هر یک از آن­ها با توجه به فرهنگ حاکم بر جامه متغییر است. بامریند،مشخصات سه سبک فرزند پروری را این گونه بیان می کند.

  • سبک فرزند­پروری مقتدر
  • سبک فرزندپروری سلطه جو (مستبد)
  • سبک فرزندپروری سهل انگار

والدین سلطه جو براطاعت و احترام به قدرت در خانواده تاکید دارند.

 مشخصه­ ی سبک مقتدر: گرمی، ثبات در فرزند­پروری و کمی اعلان قدرت است. ارتباطات گسترده و پرورش فردیت و جستجوگری از ویژگی­های این سبک می ­باشد.

والدین سهل­ گیر ترکیبی از کنترل و نظم پایین را نشان می ­دهند و قوانین کمی در خانه حکمفرما می باشد.

آنچه مسلم است شیوه های فرزندپروری می ­توانند پیش بینی کننده ­ی رشد روانی، اجتماعی، عملکرد تحصیلی، رفاه، سلامت و مشکلات رفتاری فرزندان در آینده باشد. شناخت بهتر مشکلات رفتاری در دوران کودکی می­ تواند مبنایی برای طراحی موثرتر برنامه­ های آینده باشد.هدف همه ی شیوه ­های فرزند­پروری شکل دهی به شخصیت روانی فرد است. 4تا10 درصد کودکانی  که به کلینیک ­های روانشناسی فرستاه می شوند  و دچار مشکلات رفتاری هستند، نشان داده شده است که مادران کودکان دارای مشکلات رفتاری، ارتباط گرم و صمیمانه کمتری با فرزندان شان دارند. از آنجا که مادر اولین کسی است که نوزاد با او ارتباط برقرار می­ کند، مهم ترین نقش را درپرورش توانایی­ های روانی و عاطفی کودک به عهده دارد . مطالعات نشان داده­ اند که مشکلات رفتاری فرزندان با اختلال روان پزشکی والدین رابطه دارد. حساسیت و پاسخ دهی مادر از جمله عوامل دلبستگی ایمن هستند، ولی هنگامی که دلبستگی نا ایمن باشد،  نوعی احساس عدم اطمینان در کودک به وجود می آید.

شکل گیری دلبستگی در طول زمان صورت می گیرد و هم سطح با توانایی­های شناختی کودکان پیش  می رود. به اعتقاد اریکسون  ایجادحس اعتماد نسبت به مراقبان ،نقش بسیار مهمی در رشد کودک دارد.چون مبنای رفع دیگر بحران­های روانی و اجتماعی خواهد شد. حس اعتماد وقتی در خردسالان ایجاد می ­شود که نیاز­های جسمی و هیجانی آن­ها، با مهربانی و بطور یکنواخت ارضا شود، در غیر این صورت در کودک بی­ اعتمادی به وجود می ­آید که بر روابط فردی او تاثیر منفی خواهد گذاشت. اختلالات رفتاری کودک در رابطه با مادر ،متاثر از رفتار مادرانه،حساسیت و پاسخ ده ی وی به شیوه ابراز هیجان ­ها در وی می ­باشد. این موضوع وقتی اهمیت پیدا می­کند که به  یاد آوریم، این کودکان خود والدین آینده می ­باشند.

اختلالات رفتاری در کودکان

مادران با دلبستگی ناایمن سطح بالایی از آشفتگی روانی را در  کودک ایجاد می کنند و اغلب، کودکان این مادران دارای علائم افسردگی یا با اختلال­ های اضطرابی روبرو هستند و همچنین در این کودکان رفتار­های خودکشی و اختلالات رفتاری ایذایی  نسبت به سایرین بیشتر می باشد.این مادران در رفتار مادرانه خود ،کمتر حمایت کننده و درحل مسائل با کودک خود کمتر یاری دهنده هستند و  بیشتر توجه طلب هستند تا توجه کننده و ممکن است با کودک خود در بدست آوردن قدرت رقابت کنند.  در سبک دلبستگی نا ایمن کودک دچار تشویش و اضطراب می­شود و همواره نسبت به  ارتباط با دیگران تردید دارد. مادران سبک دلبستگی اجتنابی، دارای کودکان در خود مانده که از ارتباط با افراد همسن خود گریزان هستند و هیچ تلاشی را برای صمیمی تر شدن نمی کنند.

بررسی تاریخچه زندگی مبتلایان به اختلالات رفتاری نشان می دهد که گروهی از کودکان و نوجوانان با تجارب آسیب زای متعدد، فقدان ­ها و نابسامانی­ های عمده در روابط خانوادگی از جمله روابط نامناسب با مادر، روبرو هستند. پژوهش­های متعدد نشان می دهد که حدود 30 درصد از کودکان و نوجوانان در طول زندگی خود یک اختلال روانپزشکی قابل تشخیص را تجربه خواهند کرد، ولی 70تا80 درصد آن­ها درمانی برای حل اختلالات خود دریافت نمی ­کنند، این اختلال­ها باعث ایجاد مشکل  در زمینه ­های مختلف از جمله تحصیلی و خانوادگی شده و در نهایت افت تحصیلی و  یا اعمال  بزهکارانه را با خود به همراه دارد که توجه به این امر را بیش از بیش مهم می سازد.

دیدگاه کاربران(0)

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*